این هم تقدیم به معلمان روانشناسی
این هم تقدیم به معلمان روانشناسی
این گل رو به همه دبیران عزیز دسته گلهای پژمرده از تند باد روزگار تقدیم میکنم
سلام دوستان معلم امیدوارم که سال ۱۳۸۵ سال خوب و پر از تجربه ای برای شما بوده باشد و اکنون هم که در آستانه سال نو هستیم دلتان را خانه تکانی کرده باشید و بتونید از تعطیلات خوب استفاده کنید غم نان نخورید که دنیا زود گذر است پولها رو آروم خرج کنید چون تا ۵۰ روز دیگر خبری از حقوق نیست ایام بکامتان باد سال نو مبارک ![]()
نظر یادتون نره
ادامه مطلب
با اینها زمستونو سر میکنم
بوی عیدی ،
بوی توپ ،
بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو !
بوی یاس جانماز ترمه مادر بزرگ
با اینا زمستونو سر می کنم
با اینا خستگیمو در می کنم.
شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد !
بوی اسکناس تانخورده ی لای کتاب
با اینا زمستونو سر می کنم،
با اینا خستگیمو در می کنم.
فکر قاشق زدن
یه دختر چادر سیا
شوق یک خیز بلند از روی بته های نور
برق کفش جفت شده تو گنجه ها
با اینا زمستونو سر می کنم،
با اینا خستگیمو در می کنم.
عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه
بوی گل محمدی
که خشک شده لای کتاب !
با اینا زمستونو سر می کنم،
با اینا خستگیمو در می کنم.
بوی باغچه ، بوی حوض
عطر خوب نذری
شب جمعه ، پی فانوس توی کوچه گم شدن !
توی جوی لاجوردی
هوس یه آب تنی .
با اینا زمستونو سر می کنم،
با اینا خستگیمو در می کنم.
با اینا زمستونو سر می کنم،
با اینا خستگیمو در می کنم.
برداشتی از وبلاگ سخن تازه
در اسفند ماه سال هزار وسیصدو هفتاد وشش هفت تن از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف همانها که شایسته هزار سال زیستن بودند پس از شرکت در یک کنفرانس ریاضی در اهواز فاصله خاک تا خدا را به سرعت پیمودند .و جامعه ریاضی ایران را غرق در ماتم واندوه نمودند اینک در آستانه دهمین سالگرد عروجشان من به عنوان یک دبیر ریاضی و اهل خوزستان از طرف خودم ودوستداران علم ودانش بار دیگر به خانوادهایشان تسلیت میگویم.رضا صادقی
کسی که پدرشان در کنفرانس ریاضی مشهد به جای نوگل پر پر شده اش حضور داشت علی حیدری
-علیرضا سایبان
- فرید کابلی
- آرمان بهرامیان
-مرتضی رضایی
و دکترمجتبی لطفعلی زاده
یادشان گرامی باد.
تقلب
عجب شاگرد زرنگی بغل دست بوش نشسته
نظر خودتونو راجع به این انیمیشن بفرمایید کمی تا اندکی نظرات ریاضی باشه تا سیاسی
نظر يادت نره والا ديگه براتون كارتون تام وجري پخش نميكنم هاهاها
امروز میخوام یه مطلبی رو بگم که اسکاتلندی ها بهش میگن جک ولی به نظر من یه پاراگرافه که توی اون فرق بین تفکر یه ریاضیدان با یه فیزیکدان با یه زیست شناس معلوم میشه
یه ریاضیدان ویه فیزیکدان ویه زیست شناس توی یه قطارمسافرت می کردن.درمزرعه ای کنار ریل قطار یک گوسفند مشاهده شد.زیست شناس فریاد زد"همه گوسفندان اسکاتلندی سیاه هستند"
فیزیکدان اعتراض کرد"بگویید دراسکاتلند گوسفندان سیاهی وجوددارد"
ریاضیدان سرفه ای کرد(وبا نگاه عاقل اندرسفیه)وگفت"وجودداردمزرعه ای دراسکاتلند که درآن یافت میشود گوسفندی که حداقل یکطرف آن سیاه است"![]()
راستی اسکاتلندی ها به چه چیزهایی میخندن!! مگه نه؟![]()
سلام خوبین؟![]()
این دفعه براتون یه داستان دارم:
یه کسی بوده لیسانس ریاضی داشته.دنبال کار میگشته ولی هیچ کاری پیدا نمی کرده.یه روز یه آگهی میبینه که از طرف شهرداری بوده برای استخدام.
میره شهرداری.میپرسن مدرکت چیه میگه لیسانس.میگن :مابرای یه کارگرشهرداری حقوق یه لیسانسو نمی دیم.مابیسواد می خوایم.
طرف بر میگرده خونه.فردا میره شهرداری میگه من بیسوادم استخدامش میکنن.
مسئول های شهرداری میگن کارگرهامون نباید خیلی بیسواد باشن برای همین براشون کلاس میزارن.
سر یکی از کلاس های ریاضی معلم یه مستطیل پای تخته میکشه به طرف می گه بیا مساحتشو حساب کن(طول وعرضش هم نوشته بوده)
میره پای تخته هرچی فکر میکنه فرمول مساحت یادش نمیاد.می خواسته مساحتشو با انتگرال حساب کنه ولی میگه اینجوری همه می فهمن لیسانسه.
همون موقع موبایل معلمه زنگ میزنه و معلمه میره بیرون.
طرف به اونایی که نشستن میگه برسونین
اونایی که نشسته بودن میگن:
-انتگرال بگیر
ـانتگرال بگیر![]()

