تبليغاتX
اتاق ریاضی
نمیدانم معلمی گزینهءمن بود یا من گزینهء آن ؟!!

 بهر تقدیر، بعد از گذشت سالیانی چند، معلمی چنان عمیق وشیرین به دلم نشسته که حتی قربانی شدن خیلی از خواسته هايم برایم بی اهمیت شده است. گاه فکر میکنم چنان مریدانه غرق این مرادم که بی خبر گم شده ام!

اما در سایه سار ِهمهء دلبستگیها، گاه رنجهایی روحی همراهم بوده وهست، رنجهایی پایان ِ ترمی! متاسفانه در پایان هر ترم اشکهای بی امان ِچشمهایی متوقع، درخواستهای غیر موجه، تلفنهای پی درپی، التماس، تمنا و..... چونان پتکی بر اعصابم می کوبند.

  نمیدانم عملکرد ِ بعضی همکارانم بوده یا بی قاعدگی حاکم بر امورات، که این تفکر غلط را بر اذهان نقش بسته که یک معلم در پایان دوره تلاش ِ خود وشاگردانش، با قلمش بر آن لیست ِ سرنوشت ساز! قادر متعال است.

 کاش شاگردانم می دانستند :

 * هیچ لحظه ای به اندازهء لحظهء وارد کردن نمرات، برایم سخت وپر تعارض نیست! لحظاتی که تصویر آنها وتلاشهای ترمی شان در ذهن و خاطرم سنگین و سخت رژه می روند. که من خود بسیار مواقع قربانی ظالمانهء این لحظات بوده ام! پس دستهای این معلم، ناتوان ِ اجحاف است.

 * چقدر توقعات ِ نابجا و غیر منطقی شان برایم دردناک و دل آزارند.

 * چقدر التماسها، تمناها و توسل ِ بیهوده وذلت بارشان به افراد ِ مختلف مرا رنج می دهد. با آنکه بارها وبارها تذکر داده ام که هیچ کس و هیچ نظری در این مورد خاص، به اندازه ی آنها و دیدگاه ِ صادقانه شان برای من ِ معلم ارزشمند نیست.

 * و کاش می دانستند که معلمی بذل بی حساب نمره و معلم نیز نمره گزار ِاعظم نیست!

  و افسوس که نمی خواهند بدانند.........

شنیده ام بعضی از شاگردانم به این وبلاگ سر میزنند عزیزان از همین طریق اعلام میدارم  نمره ای که اعلام شد به هیچ عنوان تغییر پذیر نیست لزومی هم ندارد که مرا دعا کنید دیروز یکی از انها اعلام داشته بخدا دعایتان میکنم پس معلوم میشود عمری به نفرین مشغول بوده .

 

+ نوشته شده توسط مژگان نیکدل در جمعه سی ام شهریور 1386 و ساعت 1:49 |

سلام دوستان

 

راستی یادم رفت بگم پایان روز اول در حین پذیرایی چند تا اس ام اس زدم به اقای ...... گفتم کجایی جواب نداد

منم رفتم پیشش سلام کردم با بی میلی جواب داد اصلا تحویل نگرفت خنده ام گرفت میگفت اشتباهی گرفتی

وبه خاطر این دروغش مجبور شد صد تا سوتی بده البته سوتی هاشو بخاطر پاره ای از بد اموزیها نمینویسم (نخند دیگه اهه خنده داره)عصبانی میشم ها

منم چیزی نگفتم اما تا خورد نشونی دادم که حالیته ؟من حالیمه  خوب بگذریم از اینکه  دیدم عوض شده ومن قبلیش رو قبول نداره خوشم اومده اما این معجون جدید اگه با   با طعم راستگویی بود  کلی حال میداد  

 وقتی یادم میاد  قند تو دلم آب میشه ! و این آب قند تبدیل به مایع شور مزه ای میشه که از چشمهام جاری میشه و چک چک میریزه رو کاغذ باطله ! و تموم انتگرال های خطی و غیرخطی و دوگانه و شونصدگانه ی زندگیم رو خیس می کنه!به این میگن زندگی سرشار از شور و هیجان و احساس و سرشاری یا همون over flow... اینجاست که آدم هوس می کنه بره مریخ و سرش رو بذاره رو زمین و بمیره!

 

روز دوم

صبح سخنرانی دکتر گویا وای که اگه این خانوم نبود نمیدونم این کودک ده ساله (کنفرانس)رو کی  بزرگ میکرد بهتره بهش بگیم بانوی کنفرانس بعد هم رفتم کارگاه خلاقیت البته یه سری هم به این رفیق شفیق بعضی ها زدیم دیر شروع کرد ما هم که سواد مواد نداریم دیدیم بابا اینها خیلی حالیشونه ما هم بی سوات زیر دیفلم گفتیم  بابا در ریم بهتره رفتیم کلاس خاله بازی اسدی کارگاه خلاقیت اونجا هم یه مشتی واسه خودمون کف زدیم و بچه بازی بیشتر شبیه گرگم به هوا بود  بعد هم نهار نماز  عصر رفتم کلاس اقای دکتر علم الهدی بعد پا شدیم رفتیم کلاس اقای دکتر نژاد صادقی نه این تمام نه ان  تموم که شد پذیرایی عصر وبعد هم حرکت به سوی کتابخانه مرحوم کامبوزیا البته با اسکورت نیروی انتظامی ظاهرا حضرات نگران بودند مسئله ای واسه مهموناشون پیش نیاد من که خودم رو واسه یه پیشاور اماده کرده بودم تصور اقایون تو پاکستان با شلوار بلوچی اما به خیر گذشت و ما اولین گروهی بودیم که اماده شدیم واسه رفتن به بازار البته مسولین برگزاری به مینیبوس گفت مستقیم میری درب دانشگاه اون هم چشمی گفت ورفت به سوی چهار راه رسولی اقای طاهری وبچه های دبیرخانه راهبردی البته افروز جوون هم بودند چقدر خوشحال که ما تنها گروهی هستیم که اومدیم خرید اما این جماعت خلاق و نخبه مگه حرف گوش میکنند

÷یاده که شدیم دیدیم تموم خیابون پر است از اقایون وخانومهایی که یه کیف متحد الشکل با ارم کنفرانس و یه ابمیوه با ارم تجاری تکدانه  این هم یه تبلیغ واسه تکدانه

گفتیم شما کجا بودید گفتند ما هم اومدیم دیگه خلاصه اقای طاهری لیدر تیم بودند بخدا بیشتر به تور سیاحتی شبیه بود تا یه کنفرانس علمی

 

منم با خرید روز اول یه 100 تومنی پیاده شدم به دلیل پاره ای ملاحظات کم خرید کردم .برگشتیم خوابگاه سپس شام نماز وموسیقی سنتی سیستان به نام رقص شمشیر

بعد هم خواب خوابم هم تعریف کنم

خواب دیدم که ملایک در میخانه زدند

اینم فقط به خاطر تو .....

روز سوم رو با ما باشید

 

+ نوشته شده توسط مژگان نیکدل در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 و ساعت 15:53 |
سلام دوستان عزیز وعزیزان همراه

امروز میخواهم  از کنفرانس اموزش ریاضی بیشتر بگویم

بنا به درخواست اقای پهلو زاده

روز اول جمعه :پذیرش واستراحت بعد از ظهر هم طبق روال همیشه خانومها خرید یا به عبارتی پول خرج کردن بی خود .این هم یکی از سندرم های سفر خانومهاست .

روز دوم :شنبه افتتاحیه کنفرانس با شرکت استاندار ونماینده زاهدان در مجلس شورای اسلامی جناب دکتر شهریاری بعد هم نهار ونماز عجب نهاری واقعا خوشمزه بود یه چند تا پارازید هم به برگزار کنندگان  کنفرانس شهرکرد انداختیم با اون پذیرایی پارسالشون

 بعد از ظهر هم شرکت در سخنرانی عمومی محمد رضا فدایی در سالن امفی تاتر دانشکده اقتصاد  موضوع سخنرانی :نقش حافظه در یادگیری و حل مسایل ریاضی

سپس به سخنرانی اقای یعقوب نعمتی گوش دادیم با عنوان ایجاد انگیزه در دانش اموزان با استفاده از شیوه های غیر سنتی ارزشیابی ریاضی  سخنرانی خوبی بود اما برای من بیشتر شبیه ایجاد سرگیجه بود تا انگیزه

بعدش هم پذیرایی عصر با کلوچه وکیک سنتی و  ابمیوه و کافی مکس و...یادمه یکی از اساتیدمون میگفت نگید سمینار بگید سی من نهار  چند تا سخنرانی دیگه هم رفتم البته بهترینش همون اولی بود

بعد هم رفتیم خوابگاه شب هم برامون تاتر وموسیقی سنتی گذاشتند جالب اینه که اقای جان میسن هم اومده بود همون مدعو خارجی بدوناینکه  دکتر اصغری مترجمش  با اون در حال حرف زدن باشند

چقدر ادم یادش به چلنگر میافتاد که هیچ وقت اون مربی رو تنها نمی گذاشت .چون قیافه دکتر اصغری شبیه اون بود .حالا این بنده خدا جان از چی خنده اش میگرفتموقع تماشا  خدا میداند . بعد هم رفتیم تو دانشگاه دوری زدیم خیلی زیبا بود ودیدنی راستی همون شب خانوم کچویی وخاموشی به من زنگ زدند که من رو ببینند ومن رفتم تو حیاط خوابگاه وبا هم گپ زدیم از نوع زنانه

دنباله با ما همراه باشید.........

 

+ نوشته شده توسط مژگان نیکدل در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 16:39 |
بنام حضرت دوست

سلام دوستان عزیز :امروز دومین روز کنفرانس اموزش ریاضی وسومین روز از اقامت من در زاهدان میگذرد مردمان سیستانی عجب مهمان نوازانی هستند در این سه روز که ما در دانشگاه بسر میبریم بسیار خوش گذشته البته از دیروز که افتتاحیه وسخنرانی اقای دکتر جان میسن انگلیسی شروع شد  تا به حال   داریم به سخنرانی های مختلف و کارگاه های مختلف سر میزنیم  دیشب هم شام در سلف دانشگاه دعوت اقای دکتر دهمرده استاندار سیستان بودیم

سعی میکنم در این چند روز از تجارب همکاران استفاده کنم راستی صبح امروز   پس از سخنرانی خانم دکتر گویا اقای دکتر رجالی (لوگوی وبلاگ را بخوانید) را دیدم با همان صفا وصمیمیت همیشگی و همان لهجه و زبان طنز اصفهانی واقعا ادم وقتی این اساتید را می بیند به ایرانی بودن خودش افتخار میکند . انشالله در پستهای اینده راجع به مقالاتی که فرصت یافتم تا ارایه انها را ببینم خواهم پرداخت وبا شروع سال تحصیلی مجددا پستهای ریاضی اغاز خواهد شد . این تابستان هم مختص انهایی بود که از ریاضی فراری بودند و دلشان میخواست سیاسی بنویسم .....

مانا باشید وپویا

+ نوشته شده توسط مژگان نیکدل در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 و ساعت 9:47 |
سلام دوستان

چندی روز پیش بود از مسافرت شیراز بازگشتم وامروز هم یک توفیق اجباری برای رفتن به شهرحافظ وسعدی نصیبم شد خیلی خسته ام از رفتن اما برای شرکت در کنفرانس اموزش ریاضی بالاخره ادم باید بعضی سختیها رو هم تحمل کنه .اگر اخرین لینک رو دیده باشید مربوط به نهمین کنفرانس ریاضی میدونید من از شیراز به کجا خواهم رفت انشالله برگردم برای شما گزارش مفصلی خواهم نوشت وضمنا در این کنفرانس یک غایب بزرگ داریم جناب اقای عنایت الله راستی زاده از همین جا به ایشان وعده خواهم داد سلامت را به تمام دوستان خواهم رساند شاید هم پست بعدی اشنایی با این جوان ریاضی پژوه باشد .ما سر قول خود بودیم جناب راستی زاده ۲ بلیط از پاریس به زاهدان اما شاید  شما نخواستید به این راحتی ها خیابان  شانزلیزه را رها کنید.

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی

+ نوشته شده توسط مژگان نیکدل در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 و ساعت 16:39 |

این هم برای کسانی که دنبال این هستند که بدونند این اقا بالاخره کاندید میشوند یا نه البته شایعات و اخبار ژورنالیستی رو هم که نمیشه همینجوری باور کرد تازه اگه منبع این خبر هم یه مجله خانوادگی باشه که همش دستور آشپزی واین حرفهاست اما ممکن خود اقای ده نمکی  پاسخگو باشند مجلس بعدی رو تصور کنید افخمی- ده نمکی- اکبر عبدی- خادم -علی دایی- عجب هنرمندانه خواهد شد....البته اگر جناب اقای حداد عادل هم باشند که املا هاشون تصحیح کنند  ومشقاشون رو خط بزنند

دراین پست غیر ریاضیتیک و کمی سیاسی در مورد اقای مسعود ده نمکی یکی از فعالان عرصه سیاست وفرهنگ واندیشه بیشتر آشنا خواهید شد

لطفا ادامه مطلب را کلیک فرمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مژگان نیکدل در دوشنبه پنجم شهریور 1386 و ساعت 2:48 |

=

بهترين و جذابترين كدهاي جاوا اسكريپت

(* runtime: 1.3 minutes *) phi = 0.5(1 + Sqrt[5]); f[z_] := Module[{r = Log[Abs[z]]/(4Log[phi]) - Arg[z]/(2Pi)}, 18Abs[r - Round[r]]]; OrbitTrap[zc_] := Module[{z = 0, i =0}, While[i < 100 && Abs[z] < 100 && (i < 2 || f[z] > 1), z = z^2 + zc; i++]; Hue[Arg[z]/(2Pi), Min[1, 2 f[z]], Max[0, Min[1, 2(1 - f[z])]]]]; Show[Graphics[RasterArray[Table[OrbitTrap[xc + I yc], {yc, -1.5, 1.5, 3.0/275}, {xc, -2, 1, 3.0/275}]], AspectRatio -> 1]];