یادم هست به شما قول دادم میام راستش چند بار مطلب نوشتم پست موقت کردم باز دیدم نه ممکنه به مذاق بعضی ها خوش نیاد از ماجراهای بعد از انتخابات از سقوط سریالی هواپیماها از تورم از کابینه دولت نهم
امسال هم که به مسافرت نرفتم اما اون چیزی که باعث شد بیام وبراتون بنویسم یه حادثه تلخ بود دیشب یکی از دوستانم زنگ زد که بیا بریم یه جلسه دعا یه خانمی تصادف کرده عروس یکی از همکارامه گفتم نه حال ندارم .حالا این کی هست کجا تصادف کرده اسم اون بنده خدا رو گفت نمیدونم چرا مکث کردم دوباره پرسیدم کی وانوقت که آه از نهادم برخاست نمیدونم چند دقیقه طول کشید اماده شدم تو اون خونه خیلی اشک ریختم نه نه نه بهاره جان اصلا باورم نمیشه دانشجوی سال آخر دکترای زبان دانشگاه تهران در برگشت از دانشگاه ساعت ۱۰ صبح دیروز ماشینی او را زیر گرفته و فرار میکند همان موقع بهاره عزیز به کما میرود و امروز ظهر با عروج خود شهری را در غم و اندوه فرو میبرد
یادم هست شانزده خرداد در تهران برای دیدنش با خودم چونه میزدم انوقت گفتم حالا عجله دارم باشه یه وقت دیگه ......................فقط تلفن زدم و اون صدای دلبرکی که میگفت مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد .
برای شادی روحش یه صلوات ختم کنید (اگر تمایل داشتید)

