تبليغاتX
اتاق ریاضی
سلام دوستان

خیلی کم لطف شدید دیگه حوصله تون نمیشه نظر بدید ؟البته ناگفته نمونه منم بی حوصله ام

سخت دنبال یه راه حل دلم میخواد برم سفر من عاشق سفرم مخصوصا تابستان البته زمستونها هم گاهی تقی به توقی بخوره میرم یه چرخی میزنم چهار سال پیش کلکسیون زیارتهام تموم شد از مکه ومدینه  گرفته تا سوریه لبنان وعراق فقط مونده بیت المقدس که اون هم به توصیه مشاور م (معلم علی)فعلا قصد ندارم به انجا بروم اخه اگه رفتم میگه مثلا مخش .....پس تصمیم گرفتم به کشورهای اسیایی سفر کنم البته من همه سفر هام رو با مطالعه میرم یعنی اول تحقیق سپس عزیمت

 من طاووس نخواسته ام امادلم هوس سر زمینی را کرده که انگار با هویت من و درد های بی پایان من پیوندی دیرینه دارد.....سخت دنبال یه تاریخ خوب برای سفرم به کشور فیلها وفلفلها که دل آدم رو میسوزنند دارم .

این شرکت زاگرس هم که برای ما خیلی طاقچه بالا میندازه دعا کنید قبل از تاریخ کنفرانس درست بشه اخه از ریاضی هم نمیتونم بگذرم .

 بودن در جمع ریاضی دانها ادم رو به وجد میاره امسال با اون مقاله کذایی مون قراره یه سخنرانی هم مرتکب بشیم من به اتفاق اقای دکتر نصر آزادانی.که خداوند حفظشون کنه استاد بسیار نازنینی هستند . 

+ نوشته شده توسط مژگان نیکدل در شنبه بیست و نهم تیر 1387 و ساعت 3:29 |
باسلام

دوستان عزیز چطور هست حال شما خوبید به قول دوم در سلامتی کامل به سر میبرید

خوب میخواستم به چند نفر تبریک بگم پرهام به خاطر پذیرفته شدن فرزندش در دانشگاه هاروارد وکلمبیا

به مسعود ده نمکی به خاطر کلید خوردن اخراجی های(۲)در اواخر همین ماه . (ای ول ای ول داش مسعود رو ای ول )

البته کاندید نشدنش فکر کنم به واسطه این موضوع بوده  .تشرف معلم علی به اوین به همین زودی ها ...........اخرین بهار غربت وپایان ماموریت از فرانسه  ی اقای  عنایت الله  راستی زاده (بیچاره تبریک های معلمها هم یه جورایی مثل تسلیته تبریک های معلم علی واقای راستی زاده ))   این روزها سخت مشغولم  به چه کاری به شما مربوط نیست .یک سری عملیات زیرزمینیه وسریه

 به رشیدی مهر ابادی به خاطر اولین شماره روزی نامه ی گزارش  جامعه باشه اقا میثم مطلب میفرستم فقط تا پایان انتخابات مهلت میخوام .

 

+ نوشته شده توسط مژگان نیکدل در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 و ساعت 18:0 |

قسم به عشقمون قسم

همش برات دل واپسم

قرار نبود اینجوری شه

یهو بشی همه کسم

راستی چی شد چه جوری شد

اینجوری عاشقت شدم

شاید میگم تقصیر توست

تا کم شه  از جرم خودم

من از پروانه بودنها

 من از دیوانه بودنها

من از بازی یک شعله سوزنده

که اتش زده  بر دامان پروانه نمی ترسم

من از هیچ بودنها از عشق نداشتنها

از بی کسی وخلوت انسانها میترسم

راستی چی شد چه جوری شد

 اینجوری عاشقت شدم

شاید میگم تقصیر توست

تا کم شه  از جرم خودم

من از عمق رفاقت ها

من از لطف صداقتها

من از بازی نور در سینه

ی بی قلب  ظلمت ها نمیترسم

من از حرف جدایی

مرگ اشنایی ها

میلاد تلخ بی وفایی ها میترسم

راستی چی شد چه جوری شد

اینجوری عاشقت شدم .....

 

+ نوشته شده توسط مژگان نیکدل در سه شنبه ششم آذر 1386 و ساعت 21:13 |

=

بهترين و جذابترين كدهاي جاوا اسكريپت

(* runtime: 1.3 minutes *) phi = 0.5(1 + Sqrt[5]); f[z_] := Module[{r = Log[Abs[z]]/(4Log[phi]) - Arg[z]/(2Pi)}, 18Abs[r - Round[r]]]; OrbitTrap[zc_] := Module[{z = 0, i =0}, While[i < 100 && Abs[z] < 100 && (i < 2 || f[z] > 1), z = z^2 + zc; i++]; Hue[Arg[z]/(2Pi), Min[1, 2 f[z]], Max[0, Min[1, 2(1 - f[z])]]]]; Show[Graphics[RasterArray[Table[OrbitTrap[xc + I yc], {yc, -1.5, 1.5, 3.0/275}, {xc, -2, 1, 3.0/275}]], AspectRatio -> 1]];