| پنجشنبه 3 آبان1386 ساعت: 0:31 | توسط:معلم علی | |||
منظور نظر ما از بی رونقی بی نظری نبود که مطلعیم از پیدای آن و غیب بینیم بر خصوصی آن .منظور از بی رونقی بی حالی شما در بذل علم و دانش بود.در ضمن ما از دار دنیا فقط دو چیزداریم زبان دراز و ظاهر غلط انداز .همین و دیگر هیچ.چرا که خیلی ها به من گفتند که گول ظاهرت را خوردیم و خیلی ها هم فرمودند نون زبانت را می خوری و یا زبان سرخت سر سبزت به باد دهد.آقایی که ما باشیم اما همه را عوض کردیم الا خودمان که چاقو دسته خود را نمی برد. ![]() ![]() | ||||
|
این کامنت اقایی از همکاران هست که بسیار سر به سر من میزارند حالا چه هیزم تری به ایشان فروختم الله اعلم بکل خفیات نمیدونم من باید با این وبلاگ چکار کنم شدم مثل همون پادشاه که گفت شمال میروم روسها معترض میشوند جنوب میروم انگلیسیها(نقل به مضمون)یه بنده خدایی فرمود مژگان ما از ریاضی فراری هستیم حالا که مینویسی فقط ریاضی نباشه همه جوره بنویس تا بیایم سر بزنیم ما هم یه چشمی گفتیم وشروع کردیم به نوشتن پستهای سیاسی و اجتماعی رفتیم زاهدان اقای دکتر رجالی گفتند حالا که سیاسیش کردی .....ش نکنی (همون سایتهایی که فیلتر میشن)کلی بهم برخورد بعد گفتند شوخی کردم وچون استاد بزرگواری هستند غائله ختم به خیر شد و من هم قول دادم که شروع کنم به نوشتن ریاضی البته هنوز شروع نکردم به طور جدی . حالا اقایی اومده ومیگه در بذل علم ودانش بی رونقی جالب اینه که رشته اش ریاضی نیست یک زبان دارد دو دندان لق من نفهمیدم باید چکار کنم ریاضی بگم یا نه. اما میدونم همه از ریاضی فراری هستند .یادمه تو دوران دانشجویی استادم یه کتاب داد گفت ۷ صفحه اش را ترجمه کن کلی هم سفارش کرد کتاب رو مواظب باش من هم از اونجایی که از ایشان حساب میبردم کلی مواظب کتاب بودم همون روز هم ما ویر مون گرفت مانتو بخریم با کیف وکلاسور رفتم تو مغازه مانتو فروشی تو خیابون مشیر شیرازاونجا هم صد تا مانتو فروشی داره که من اونروز لا اقل ۲۰ تاش رو سر زدم کتاب رو جا گذشتم تو یکی از اون مغازه هابه طور تصادفی حدس میزدم اونجا جا گذاشته باشم اخه امار هم پاس کرده بودم حدسیاتم به یقین نزدیک بود(چه کنیم وقتی کسی نماد تعریف کنه ازمون) وقتی سراسیمه برگشتم از اقاهه پرسیدم اقا من کتاب رو تو مغازه شما جا نزاشتم گفت چرا حالا چی هست که اینقدر ناراحت شدی گفتم کتاب ریاضی استادمه گفت خانوم یه پولی هم بهتون میدم که منبعد کتاب اینجوری تو مغازه من جا نزاریدچون از ریاضی بدم میاد این هم شاهد مثال | ||||
اتاق ریاضی
اولین بخش از موفقیت با سماجت دست به کار شدن است و دومین بخش از موفقیت با سماجت به کار ادامه دادن ا
+ نوشته شده توسط مژگان نیکدل در جمعه چهارم آبان 1386 و ساعت
22:12 |




